تبلیغات
مست نور - غیبت و حضور

غیبت و حضور

شنبه 17 تیر 1391 03:25 ب.ظ

نویسنده : مست نور

 

غِیبت و حضور

 
   غیبتِ از خود و خلق و حضورِ با حق یکی از اصول اساسی مکتب تصوف است.
   بسیاری از مشایخِ طریقت غِیبت و حضور را دو مقام جداگانه ذکر کرده‌اند، ولی با توجه به این که غیبت نتیجة حضور است و تا حضوری نباشد، غیبتی نخواهد بود، نمی‌توان آن را دو مرحله جداگانه پنداشت. چرا که غیبتِ بی حضور معنا و مفهومی ندارد و بیشمارند بیمارانِ روانی که از خود و خلق غیبت دارند، اما حضوری با حق ندارند
   در مکتبِ تصوف دو نوع حضور وجود دارد: حضورِ دَم و حضورِ دِل
   ـ حضورِ دَم:
   حاضرِ دَم، کسی است که در همة دَم‌هایِ خود با یاد حق باشد و از توجه به او غافل نماند، که چنین حضورِ دَمی موجب غیبت از خلق خواهد شد.
   حاضرِ دَم بودن به ارادة صوفی است و به محبت و علاقة او به حق بستگی دارد و مقامی است که ذاکر و مذکور از هم متمایزند. حاضرِ دَم بودن در طورِ نَفس است و آن زمان که نَفسِ امّاره به لوّامه و مطمئنّه تبدیل شود، حضورِ دل نیز پیدا می‌شود، اما این حضورِ دل دَمی بیش نیست و همانند برقی است که ناگاه می‌درخشد و خاموش می‌شود و دَمی بیش نمی‌پاید
   ـ حضورِ دل:
   حضورِ دل مقامی است که به سببِ مداومت در حضورِ دَم به دست می‌آید. با توجه به این که حضور دَم شرط لازم برای رسیدن به مرحله حضورِ دل است، اما کافی نیست و برای نیل به آن مقام عنایت و توفیق حق شرط اساسی است.
   اگر به عنایت حق و در اثر کشش روح ـ آن هم به وسیلة عشق یا جذبه حق ـ و مداومت در حضورِ دم، حضورِ دل پیدا شود، غیبتِ از خود را به دنبال خواهد داشت، زیرا در مقامِ حضورِ دل، ذاکر و مذکور یکی می‌شوند
   حضورِ دل ویژة طورِ دل است و این مقام و مرحله‌ای است که موجب مداومت حضورِ دل می‌شود، آن هم حضوری که زوال ناپذیر است
 
چنان به یاد تو از خویش گم شدم که به راه                    
 به هر که می‌رسم از خویشتن خبر گیرم
 
                                   دکتر جواد نوربخش
 چهل کلام و سی پیام (دفتر اول)، ص 42، فصلنامه صوفی، ش 12، ص 5



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 17 تیر 1391 03:32 ب.ظ